حكمت 31 ( از ايمان پرسيدند، جواب داد) (اخلاقي ،سياسي )
1-ع عَنِ الْإِيمَانِ- فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَـــعِ
دَعَائِمَ، عَلَى الصَّبـرِ وَالْيَقِينِ وَ الْعـدْلِ وَ الْجِهَادِ
وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ ، عَلَى الشَّوْقِ
وَ الشَّفَقِ2- وَ الـزُّهْدِ وَ التّـَرَقُّبِ ، فَمَنِ اشْتَاقَ
إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَن الشَّهَوَاتِ، وَ مَنْ أَشْفَقَ
مِنَ النَّارِاجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ،وَمَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا
اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ، وَمتَنِ3- ارْتَقَبَ الْمَـوْتَ
سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ.
Amirul Momineen (A. S.) was ask
about faith when he said : Faith stands
on four supports – on endurance,
convictio , justice and jehad (fighting-
in the name of Allah ). Endurance again
has four aspects : eagerness , fear,
abstention( from world) and anticipation
(of death . So whoever is eager for
Paradise will ignore the passions who
ever fears Hell will refrain from
prohibited acts, whoever abstains from
the world takes hardships lightly and
whoever anticipates death will hasten
towards good deeds.
ودرود خدا بر او، (در جواب سؤال در باره ي ايمان )فرمود:
1- شناخت پايههاى ايمان:
ايمان بر چهارپايه استواراست صبر،يقين،عدل
و جهاد. صبرنيزبرچهارپايه قـراردارد : شـوق،
هراس، زهد و انتظار.
آن کس کـه اشتياق بهشت دارد،شهوت هايش کاستى گيرد ،و
آن کس که ازآتش جهنم مىترسد،ازحرام دورى مىگزيند ،و
آن کس که در دنيا زهد مى ورزد، مصيبتها راساده پندارد،(و)
آن کس که مرگ راانتظارمىکشد درنيکىها شتاب مي نمايد .
شعر« سها»
شنیده ای که ترا صبر جزء ایمان است
و جهل و بی خردی میل لا ابالی هاست؟
بهشت گر طلبی ترک میل نفس ات کن
که شهد ناب درختان ، ز بعد کالی هاست
جهنّم است سزای حرام خور ، بشنو
که سوز خشک دمن رهن خشکسالی هاست
تو زهد ورز و مصیبت به خویش آسان گیر
که آب خوشمزه در کوزه ی سفالی هاست
از آن به توشه ی نیکی شتاب کن ای دوست
که زنگ قافله ی مرگ ، این حوالی هاست
وَ الْيَقِينُ مِنْهَـا عَلَـي أَرْبَــعِ شُعَبٍ ، عَلَـى
تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ و َتَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ ، وَموْعِظَةِ الْعِبْرَةِ
وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِين ، فَمَنْ4- تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ
لَهُ الْحِكْمَةُ، وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ،
وَ 5- مَن عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي الْأَوَّلِين،
Conviction also
has four aspects : prudent perception ,
intelligent , understanding , drawing
lessons from instructive things and
following the precedents of the past
people. So whoever perceives with
prudence , wise knowledge would be
manifest to him , and to whomever wise
knowledge becomes manifest he
appreciates instructive objects and
whoever appreciates instructive objects
he is just like the past people .
يقين نيز بر چهار پايـه استوار است : بينش زيركانه،
دريافت حکيمانه واقعيّت ها،پندگرفتن ازحوادث روزگار،
و پيمـــودن راه درست پيشينيان . پس آن کس کـه
هوشمندانه به واقعيّتها بنگـــرد ، حکمت را آشکارا
بيند، و آن که حکمت را آشکارا بيند، عبـرت آموزى را
بشناسد، و آن که عبرت آموزى شناسدگويا چنان است
که با گذشتگان مىزيسته است.
شعر« سها »
تو گر به حسن یقین حکمت جهان نگری
حوادثش همه هشدار و حجّت و پند است
ببین گذشته ی پیشینیان و عبرت گیر
که ترجمان بدی ها ، سزاش صد چند است
وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ ،عَلَى6-غَائِصِ الْفهْمِ
وَغَوْرِ الْعِلْمِ، وَ زُهْرَةِالْحُكْمِ وَرَسَاخَةِ الْحِلْمِ، فَمَنْ
فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَالْعِلْمِ، وَمنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم صَدَرَعَنْ
شَرَائِعِ الْحُكْمِ، وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ 7- يُفَرِّطْفِي أَمْرِهِ وَ
عَاشَ فِي النَّاسِحَمِيداً.
Justice also has four aspects :
understanding , deep knowledge , good
power of decision and firm forbearance .
Therefore whoever understands comes to
acquire depth of knowledge ; whoever
acquires depth of knowledge drinks from
the spring of judgement , and whoever
exercises forbearance never commits
evil actions in his affai and leads
praiseworthy life among the people .
وعدل نيز بر چهارپايه بر قراراست:
فکـرى ژرف انديش، دانشى عميق و به حقيقت رسيده،
نيکو داورى کـردن و استـوار بودن در شکيبايى ، پس
كسي كه درست انديشد به ژرفاي دانش رسد وآن كس
كه به حقيقتِ دانش دست يابد از چشمه ي زلال شريعت
خــواهد نــوشيد، وکسى کــه شکيبا شود درکارش
زياده روى نکرده با نيکنامى در ميان مردم زندگى
خواهدنمود.
شعر« سها»
كسي كه قلّه ي انديشه،اوج خاطر اوست
هميشه در ره دانش ، دوندگی دارد
اگر ز یمن حقيقت ، زلال دين نوشید
به بند بند تنش ، طوق بنـدگي دارد
وگر بپاکی و نیکی ، ميان مردم زيست
به روی دیده ي مخلوق ، زندگی دارد
وَ الْجِهَادُ
مِنْهَا عَلَى أَرْبَـعِ شُعَبٍ، عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ
وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّـدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ
وَ شَنَآنِ8 - الْفَاسِقِينَ، فَمَنْ أَمَرَبِالْمَعْرُوفِ شَدَّ
ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ،وَ منَْ َنهَي عَنِ الْمُنكَرِ أَرْغَمَ
أُنُوفَ الْكَافِـِرينَ،وَمَـنْ صَـدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ
قَضَى مَا عَلَيْـهِ، و9- مَـنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ
غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ، وَأَرْضَـاهُ
يَوْمَ الْقِيَامَـةِ.
Jehad also has four aspects : to ask
others to do good , to desist others from
doing evil , truthfulness on all occasions
and detestation of the vicious.So whoever
asks others to do good provides strength
to the believers ; whoever desists others
from evil humiliates the unbelievers ;
whoever speaks truth on all occasions
discharges all his obligations and
whoever detests the vicious and
becomes angry for the sake of
Allah, then Allah is angry for
him and would keep him
pleased on the Day
of Judgement.
وجهادنيزبرچهارپايه استواراست:
امـر به معـروف و نهى از منکـر،راستگويى درهـرحال ، ودشمنى
با فاسقان.پس هرکس به معروف امركند، پشتوانه نيرومند مؤمنان
است،وآن کس کـه اززشتىها نهى نمايد، بينى منافقان را به خاک
مي مالد،وآن کس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقّی
را که برگردن او بوده ادا خواهـد نمود،وکسى کـه با فاسقان
دشمنى کند وبـراى خدا خشم گيرد، خـدا هم براى او
خشم آوَرَد، و روز قيامت او را خشنود سازد.
شعر « شعرسها»
كسي که بذر آگاهي بكارد
يقين او ، تكيه گاه مؤمنان است
منافق را ا گر بر ذلّت آرد
بدان بر مرگ زشتي بي امان است
وگرصد تکهّ گردد در نبردش
زغيرت ، بر جهادش پاسبان است
هماره ايمن از خشم الهي ست
هميشه خار چشم فاسقان است
وَ الْكُفر
1 -عَلَى أ َرْبَعِ دَعَائِمَ، عَلَى التَّعَمُّقِوَ التَّنَازُعِ
وَالـزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ ، فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى
الْحَقِّ ، وَ مَنْ كَثُرَ نزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ
عَنِ الْحقِّ، وَمَنْ زَاغَ11-سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَة
وَحَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ،وَسَكِرَسُكْرَالضَّلَالَةِ، وَ
منْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَأَعْضَلَ عَلَيْه
أَمْرُهُ، وَضَاقَ12- عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ.
Amirul Momineen (A.S.) said :Un-belief
stands on four supports : hankering after
whims , mutual quarrelling,deviation from
truth and dissension . So whoever hankers
after whims does not incline towards right;
whoever quarrels much on account of
ignorance remains permanently blind from
right ; whoever deviates from truth , for
him good becomes evil and evil becomes
good and h remains intoxicated with
misguidance ; and whoever dissents his
path becomes difficult , his affairs
become complicated and his way of
escape becomes narrow .
2- شناخت اقسام کفر و ترديد:
وکفر بر چهارستون پايدار است : کنجکاوى دروغين،
ستيزه جويى و جدل، انحراف از حق ، و دشمنى کـردن،
پس آن کس که دنبال توهّم وکنجکاوى دروغين رَود
به حــق نرسد، وآنکس کــه به ستيزه جويي و نزاع
پردازد از ديدن حق نا بينا شود، و آن کس کـه از راه
حـق منحرف گردد نيکويى رازشت،وزشتى را نيکويى
پنداشته و سرمست گمراهىها خواهدگشت، وآن کس
که دشمنى ورزد پيمودن راه حق بر او دشواروکارش
سخت، و نجـات او از مشکلات دشوارگردد.
شعر « سها »
كسي که فكر دروغين چراغ او باشد
به هيچ حیله و روزن به راه حق نرسد
وگر ستیزد و از راه ،منحرف گردد
به زشت متّصف و در پنــاه حق نرسد
وَ الشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ
، عَلَى التَّمَارِي وَالْهَوْلِ وَالتَّــرَدُّدِوَالِاسْتِسْلَامِ
فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيْدَناً13- لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ، وَمنْ
هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْه نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ،وَمَنْ تَرَدَّدَ
فِـي الرَّيْبَ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّيَاطِين ، وَ مَنِ
اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا
قال الرضي وبعد هـذا كلام تـركنا ذكره
خوف الإطالة، والخروج عن الغرض
المقصود في هذا الباب
Doubt has also four aspects :
Unreasonableness ,fear , wavering
and undue submissions to every thing .
So he who adopts unreasonableness as
his way for him there is no dawn after
the night ; he who is afraid of what
befalls him has to run on his heels ; he
who wavers in doubt Satans trample
him under their feet and he who
submits to the destruction of this and
the next world succumbs to it .
و شک چهار بخش دارد:
جدال در گفتار، تـرسيدن، دودل بـودن ، و تسليم
حوادث روزگارشدن.پس آن کس که جدال ونزاع
را عادت خود قراردهدازتاريكي بيرون نخواهدآمد،
وآن كس كه از هر چيزي بترسد همواره در حال
عقب نشيني است، وآن كس كه درترديد ودودلي
باشد زيـر پـاي شيطان كـوبيده خواهد شد ، و آن
كس كـه تسليم حـوادث گـردد وبه تباهي دنيـا و
آخرت گردن نهد هردو جهان راازكف خواهد داد.
شعر « سها »
ز هر پدیده چه ترسی ، به دیدنش بشتاب
که خود طریق بد و خوب ، یاد خواهد داد
دو دل مباش، در انجام کار نیک ای دل
که مکر و حیله ی شیطان ، عناد خواهد داد
کسی که بنده و تسلیم روزگارشود
سعادت دو جهانش ، به باد خواهد داد