چند تک بیتی ناب

 

 

اهل زمانه را هنری جز نفاق نیست

غیر از دولب میان دو کس اتفاق نیست

(مولانا مفید بلخی)

**

از تنگی دل است که کم گریه می کنم

مینای غنچه زود نریزد گلاب را

(صایب تبریزی)

**

از ما بجز نسیم که برگ شکوفه برد

در کوی عشق نامه رسانی نمانده است

(سیمین بهبهانی)

**

ای مسافر کاروان مرگ را چاووش نیست

سنگ هر گوری که دیدی ، لوحه ی پیغام بود

(مهدی سهیلی)

**

 ای میر حاج کعبه روان را ز من بگوی

کان خانه ای که یار بود جای دیگر است

(قراری گیلانی)

**

مرو به مکه و قلب شکستگان دریاب

که مکه در دل افتادگان توانی یافت

(جعفری فسایی "سها" )

دو غزل پر احساس از شاعران  ناشناس

 

 

تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی

دلم می پاشد از هم، بسکه زیبا می شوی گاهی

حضور گاهگاهت بازی خورشید با ابر است

که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی

بما تا می رسی کج می کنی پکباره راهت را

ز ناچاری ست گر ، همصحبت ما می شوی گاهی

دلت پاک است ، اما با تمام سادگی هایت

به قصد عاشق آزاری ، معما می شوی گاهی

ترا از سرخی سیب غزل هایم گریزی نیست

تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی

(ناشناس

**

دوست دارم بروم ، سر بسرم نگذارید

گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

دوست دارم که به پا بوسی باران بروم

آسمان گفته که پا، روی پرم نگذارید

اینقدر آینه ها را ، به رخ من نکشید

اینقدر داغ جنون ، بر جگرم نگذارید

چشم آبی تر از آیینه ، گرفتارم کرد

بس کنید ای همه دل ، دور و برم نگذارید

آخرین حرف من این است ، زمینی نشوید

فقط از حال زمین، بی خبرم نگذارید

(ناشناس)

 

دو رباعی عیدانه ی شما (سها)

 

عیدآمده لوح زرورق آورده

گل های قشنگ ما سبق آورده

 

بر نکهت کوچه باغ هایش صلوات

خوش آمده ، گل طبق طبق آورده 

 

**

 

ای چلچله ها دوباره چل چل بزنید

صد حنجره چه چه از ته دل بزنید

 

در گوشه ی باغ عقد یک شاخه گل است

ای پنجره ها برای گل کل بزنید

 

 (سال نو بر همه ی شما عزیزان مبارک)