نان من کجاست ؟ ( از کتاب قنوت باد)
نان من کجاست ؟
نان من کجاست
هن و هن وهن
و در سنگلاخ زرد گندم
سفره اش :
می کشید نان را ..... آه ! !
و همخوانی نفس هایش
گم بود
در نفیر چرخ های گاری اش
و دست هایش:
لیسیده بود
مزه ی صد رنگ سطل ها !
و عینک اش :
شب اعدام مگس های نالایق
بینی اش :
مطبخ شکم باره های مخلوق بی هنر
می راند بار خویش .... به پیش
و پنداری این ورد
در گردش خشک جیر جیر !
هن و هن و هن
نان من کجاست ؟
نان من کجاست ؟
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۱ ساعت 18:39 توسط
|
در چشمت