بلبل نبود عاشق گل ، این کلاه را

ما دوختیم و بر سر بلبل گذاشتیم

(صابر همدانی)

 

خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست

آن غنچه ی پژمرده که نشکفت ، دل ماست

(اهلی شیرازی)

 

هرگل که بیشتر به چمن می دهد صفا

گلچین روزگار امانش نمی دهد

(شهریار)

 

شمه ای گفت ز شیراز هر آن گل که شکفت

ای تو در باغ دلم ، از همه شیراز ترین

(جوادجعفری فسایی "سها")

 

ز بیم سایه ی گلچین مشو به گل پنهان

که چون طلوع مه از پشت گل نمایانی

(جواد جعفری فسایی "سها")

 

کی گفتمت از کوی من با دیده ی گریان برو

چون گل به بزم عاشقان ، خندان بیا خندان برو

(سیمین بهبهانی)

 

همچو گل کز دیدن خورشید می خندد به صبح

بر گل روی تو خندیدم ولی نشناختم

(حمید سازگار)