موسیقی موج

کمی نزدیک تر به دوری ات

شاید

تا کناره های کارون و اروند

آنجا

که پاروی بلم ات

رقص ماهی را می سراید

و موسیقی موج

مرا به شنیدن آوازت

    دعوت می کند

ترا نفس هایی

و بر روی نرمای حریر شن ها

نقاشی کردم

و بوسه گاه بدرود خورشید با رود را

پلکی

در گرگ و میش هوای ساحل

     به نظاره نشستم !

تنهایی ام

با صدای پر مرغان دریایی

         پر می شد

و چشمک چراغ های خیابان شهرت

امید آمدنت را

در ذهنم تاریک تر می نمود

 

تکیه زدم پاهایم را

و با سرانگشت شاهدم

روی ساحل

به یادگار نوشتم :

  عروس بندر

 نیامدی !!