آیه ی تفسیر من

ای غزل تازه ی مرجانی ام

خوب نبودت که برنجانی ام

من تو و تو آیه ی تفسیر من

کاش بدانی ، که نمی دانی ام

من ز تو معنای خودم خواستم

کو من و آن گوشه ی ویرانی ام ؟

دست خودم نیست ، ندارم اگر

دست و دلی وقت غزلخوانی ام

گرچه شدم قصه ترین قصه هات

حسرت و فریاد ، نمی خوانی ام

نم نمکی پشت حصار دلت

آمده بودم که تو بستانی ام

هرچه نشستم نشکفتی مرا

زود گذشتی که بخشکانی ام

کو دگر آن رنگ بهاران مرا ؟

من نفس سرد زمستانی ام

در سر من شور دگر نیست نیست

چون طپش لحظه ی پایانی ام

وا که "سها" را تو چنین خواستی

تا سر و سرگشته بگردانی ام