این داغ تازه ای­ ست بر آن کهنه داغ ها

بالا بلند ! رفتی از این کوچه باغ ها

وقتی نگاه می کنم از جای جای شهر

داغ تو روشن است به جای چراغ ها

پایان قصه­ ها همه تلخ است ، بعد از این

گم می­کنند خانه­ ی خود را کلاغ ها

وقتی بهار می رسد از راه ، آه ، آه

جایت چه خالی است در این کوچه باغ ها

آه ای چنار پیر در این فصل یخ زده

گُل از گُل­ ات شکفت ، ولی در اجاق ها

(جواد زهتاب)