غزلی زیبا و امروزی از جواد زهتاب
این داغ تازه ای ست بر آن کهنه داغ ها
بالا بلند ! رفتی از این کوچه باغ ها
وقتی نگاه می کنم از جای جای شهر
داغ تو روشن است به جای چراغ ها
پایان قصه ها همه تلخ است ، بعد از این
گم میکنند خانه ی خود را کلاغ ها
وقتی بهار می رسد از راه ، آه ، آه
جایت چه خالی است در این کوچه باغ ها
آه ای چنار پیر در این فصل یخ زده
گُل از گُل ات شکفت ، ولی در اجاق ها
(جواد زهتاب)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:14 توسط
|
در چشمت