ناید ز من گناهی و شرمنده ام که تو

پر میل جنگ داری و هیچت بهانه نیست

(خضری قزوینی)

**

نیافتم که به گوشش چه گفت باد صبا

که گل به باغ گریبان درید و هیچ نگفت

(سخنور هندی)

**

نه اشک است اینکه گاه دیدنت از دیده می ریزم

نگه در دیده ام از شرم رویت آب می گردد

(قاسم خان مینجه)

**

نام خدا نبردن از آن به ، که زیر لب

بهر فریب خلق  بگویی ، خدا خدا

(فروغ فرخزاد)