پروین اعتصامی
کودکی کوزه ای شکست و گریست
که مرا پای خانه رفتن نیست
چه کنم ، اوستاد اگر پرسد
کوزه ی آب ازوست ، از من نیست
زین شکسته شدن ، دلم بشکست
کار ایّام جز شکستن نیست
چه کنم ، گر طلب کند تاوان
خجلت و شرم ، کم ز مردن نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:7 توسط
|
در چشمت