دو رباعی از کتاب(ساقه های سبز صبح)در دست چاپ
تا کی من والتهاب من خواب کنی ؟
شرم از شب و خوشه های مهتاب کنی
آن قدر به شعله شعله ات می رقصم
تا قطره به قطره ام سحر آب کنی
**
بازا که شب ستاره را در زده ای
در آبی آسمان من پر زده ای
با آن همه تازگی که بر شاخه ی توست
ازسمت طلوع سرخ گل سرزده ای
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:2 توسط
|
در چشمت