تا  کی من والتهاب من خواب کنی ؟

  شرم از شب و خوشه های مهتاب کنی

  آن  قدر به شعله شعله ات می رقصم

  تا  قطره  به  قطره ام سحر آب کنی

**

 بازا که شب ستاره را در زده ای

در آبی آسمان من پر زده ای

با آن همه تازگی که بر شاخه ی توست

 ازسمت طلوع سرخ گل سرزده ای